خرید بک لینک

  این پدر و مادرهایی که واسه بچه شون از روز تولد وبلاگ میسازنند،اکانت فیسبوک باز میکنن،هدفشون چیه؟ مثلن میخوان بگن خیلی از این توله ای که تولید کردیم راضی هستیم؟
.
.
.

هربار از بيرون ميام بابام ميپرسه كجا بودي، منم هربار ميگم بيرون بودم. بعدش ديگه هيچي نمي پرسه.
دوست داره فقط مطمئن شه خونه نبودم
.
.
.

هروقت يه نفر در جوابت خيلي خونسرد گفت هرجور راحتي 
جفت پا بپر تو صورتش تا بفهمه چي جوري راحتي 
.
.
.

بچه که بودم يه بار با آجر زدم تو سر يکي از بچه هاي اقوام , تا ببينم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها مي چرخه يا نه
تازه هي چند بارم پشت سر هم اين کار و کردم , چون هر چي مي زدم اتفاقي نمي افتاد 
.
.
.
ترجیح میدم مجرد باشم و به همسر فکر کنم
تا این که همسر داشته باشم و به مجردی فک کنم
دکتر علی شریعتی در خونه خالی
.
.
.

سر جلسه امتحان نشستی هرچی تو کلته رو برگه خالی میکنی آخرش نصف صفحه هم پر نمیشه، بعد یه نفر بلند میشه میگه آقا یه برگه دیگه بدین جا ندارم...
اون لحظه میخوای صندلی رو از پهنا بکنی تو حلقش..
.
.
.
یه بار نزدیکی های ونک تو یه ترافیک بدجور گیر کرده بودم یهو انداختم تو یه کوچه فرعی و گازش رو گرفتم ملت هم خیال کردن من بلدم مثل اسب راه افتادن دنبال من
یکم اینور اونور پیچیدم آخر خوردم به بن بست خیلی ریلکس ماشین
رو ته کوچه پارک کردم رفتم نشستم یه جا، تا نیم ساعت بعد اون ماشینها داشتن سر و ته میکردن که ازکوچه در بیان

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت: 22:59

صفحه بندی